تبليغاتX
انجمن وبلاگ نويسان
دانلود آهنگ جدید
دانلود رايگان فيلم و سريال
ابزار وبلاگ
دانلود زیرنویس
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
webdesign düsseldorf
مدل لباس
دانلود آهنگ جدید
خرید کتاب
انجام پروژه متلب
در ضد سرقت
دانلود کتاب

خرید لباس مجلسی
جراحی بینی
دانلود موزیک
کفش زنانه
دانلود آهنگ جدید
ثبت نام لاتاری
وقت سفارت
بلیط هواپیما
ویزای کاری
دانلود فيلم جديد
مجله تفریحی و سرگرمی
دانلود سریال شهرزاد
سریال عالیجناب
دانلود آهنگ جدید
دانلود اهنگ سنتی
شبکه اجتماعی
سریال شهرزاد فصل سوم
اخبار روز ایران
پاپ آپ
تور لحظه اخری
خرید فالوور اینستاگرام
ارتودنسی
آنتن مرکزی
کاغذ سابلیمیشن
کلیپ
ارتودنسی
خرید بلیط هواپیما
دانلود فیلم و سریال
آسام بنا | کاغذ دیواری سه بعدی
دکوپک | پوستر دیواری سه بعدی
پايگاه اطلاع رساني آقداش آنلاين

پايگاه اطلاع رساني آقداش آنلاين
پايگاه اطلاع رساني آقداش آنلاين

بازديد : 2870 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391

همانا بنده، مرا در حاجت خود می خواند پس من امر می کنم به برآورده کردن حاجت او. سپس او گناهی مرتکب می شود، پس من به فرشته می گویم: همانا بنده من با گناه خود سخط و ناراحتی مرا موجب شد، پس مستحقّ محرومیت و عدم استجابت دعاست و همانا او به آنچه که در نزد من است نمی رسد مگر به وسیله اطاعت و بندگی.

 

 

وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُۆْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ.

ترجمه: چون بندگان من در باره من از تو بپرسند ، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند. (آیه ی ۱۸۶ سوره مبارکه بقره)

امروز بنا داریم آیه ی ۱۸۶ سوره مبارکه بقره را اندکی شرح دهیم. داستان از این قرار است که عده ای به محضر پیامبر اکرم رسیدند و از آن حضرت سوال کردند که آیا خدا دور است یا نزدیک؟ باید برای گفتگوی با وی بلند صحبت کنیم یا آرام؟

پس از این پرسش، وحی بر رسول خدا نازل شد و این آیه شریفه پاسخ سوال اصحاب پیامبر را در بر داشت.(قریب به مضمون)

 

چند نکته در باب دعا عرض می کنم:

اولاً: دعا از بهترین راه های ارتباط با خداست. به وسیله دعا انسان می تواند به منبع نور و هدایت متصل گردد.

دعا شاهراه بندگی و عبودیت است. خدای کریم می فرماید:

قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاۆُکُمْ

بگو: اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی کند. (فرقان ، ۷۷)

اساساً دعا وسیله جلب توجه و عنایت پروردگار به بندگان است.

اولین ادب در دعا قطع امید از غیرخداست. تا زمانی که انسان در دل خود و در کنار خدا کس دیگری و چیز دیگری را راهگشا و کارگشا بداند به مرتبه ی متعالی دعا و ارتباط با خدا دست نیافته است

 

قرآن کریم می فرماید:

إنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

بى‏تردید کسانى که از پرستش من تکبر مى‏ورزند زودا که سر افکنده وارد دوزخ شوند . (غافر،۶۰)

در تفسیر این آیه شریفه بیان شده است که منظور از عبادت در این آیه، دعا می باشد. رسول خدا می‌فرمایند:

اذا اذن الله لعبد فی الدّعا فتح له باب الاجابه بالرحمه. (ارشاد القلوب ج۱/ ص ۱۴۹)

هرگاه خداوند بر روی بنده ای باب دعا را باز نماید، باب اجابت را نیز با مهربانی و رحمت می گشاید.

دعا از ضروری ترین نیازهای یک انسان است. انسان منهای دعا، فاقد هرگونه معنویت و تهی از هر گونه امیدواری است.

در روایات شریف تعابیر زیبایی در خصوص دعا مطرح شده است.

پیامبر اکرم می فرمایند:

افضل العباده الدعا (برترین و بافضیلت ترین عبادت دعاست)

و همان وجود نورانی می فرمایند:

الدّعا مخّ العباده یعنی دعا مغز عبادت است.

در واقع هیچ عبادتی منهای مغز آن که دعا می باشد ارزش و اعتباری ندارد. دعا ارتباط با سلطان سلاطین عالم است. فرقی که این ارتباط با ارتباطات دیگر دارد در این است که برای دیدار با هر سلطان و پادشاهی باید وقت قبلی گرفت و در بارگاه او به حضورش رسید.

اما دعا به گونه ای است که هر زمان و در هر مکان می توان به درگاه آن پادشاه ملک و ملکوت تشرّف یافت و درد دل و حاجت خود را با او در میان گذاشت.

آیه شریفه ای که در ابتدای این نوشتار بیان کردم حاوی نکته ای شیرین و شنیدنی است.

در این آیه، ۷ بار خدای متعال کلمه “من” را بیان می فرمایند.

هرگاه بندگان من از تو درباره ی من بپرسند. (بگو) من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که من را بخواند اجابت می کنم. پس آنان باید فرمان من را گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.

تأکید خدا بر این است که هر چه هست از اوست و تنها باید او را خواند. توسل و توجه و کمک خواستن از غیر خدا و کسانی که او معرفی فرموده است کمکی در جهت حل مشکلات انسان نمی کند.

بد نیست در اینجا به نکاتی درباره ی آداب دعا هم اشاره کنم.

دعا همچون عبادات دیگر آدابی دارد که با التزام به آن می توان درصد اجابت و استجابت را افزون کرد.

اولین ادب در دعا قطع امید از غیرخداست. تا زمانی که انسان در دل خود و در کنار خدا کس دیگری و چیز دیگری را راهگشا و کارگشا بداند به مرتبه ی متعالی دعا و ارتباط با خدا دست نیافته است.

دعا از ضروری ترین نیازهای یک انسان است. انسان منهای دعا، فاقد هرگونه معنویت و تهی از هر گونه امیدواری است

 

فقط باید از او مدد گرفت و از او مسألت نمود. این مهمترین سرِّ دعاست.

ثانیاً: باید دانست مواردی مانع استجابت دعا می شوند.

از جمله مهمترین این موانع گناه می باشد. گناه و معصیت راه استجابت را مسدود می کند.

در حدیث قدسی خدای متعال می فرماید:

انّ العبد یدعونی للحاجه فآمر بقضائها فیذنب فاقول للملک انّ عبدی قد تعرّض لسخطی بالمعصیته فاستحقّ للحرمان و انّه لاینال ماعندی الا بطاعتی.

همانا بنده، مرا در حاجت خود می خواند پس من امر می کنم به برآورده کردن حاجت او. سپس او گناهی مرتکب می شود، پس من به فرشته می گویم: همانا بنده من با گناه خود سخط و ناراحتی مرا موجب شد، پس مستحقّ محرومیت و عدم استجابت دعاست و همانا او به آنچه که در نزد من است نمی رسد مگر به وسیله اطاعت و بندگی.

لقمه ی حرام هم از موانع استجابت دعاست.

دعا به گونه ای است که هر زمان و در هر مکان می توان به درگاه آن پادشاه ملک و ملکوت تشرّف یافت و درد دل و حاجت خود را با او در میان گذاشت

 

نبی اکرم می فرمایند:

انّ العبد لیرفع یده الی الله و مطعمه حرام فکیف یستجاب له و هذا حاله

همانا بنده ی خدا دست نیاز خود را به سوی خدا بلند می نماید در حالی که غذا و لقمه ی او از حرام به دست آمده است. چگونه دعایش مستجاب شود حال آنکه وضعیتش این چنین است؟!

ثالثاً: دعا همواره مستجاب است. اما در برخی از زمان ها و مکان ها به استجابت نزدیک تر است.

مثلاً دعا در روز عرفه و در صحرای عرفات و یا دعا در تحت قبه سیدالشهداء و یا دعا در شب نیمه شعبان و شب های قدر. این مواقف و مواقع اثر فزونتری در استجابت دارند.

رابعاً: برای دعا مستحب است که انسان کف دست خود را به سوی پروردگار بلند کند و سپس با کف دست بر صورت خود مسح نماید .امام صادق علیه السلام می فرمایند:

“هیچ بنده ای دستش را به درگاه خدای عزیز جبار دراز نکند، مگر آنکه خداوند شرم کند آن را خالی برگرداند، تا اینکه از فزونی رحمت خویش هر اندازه که بخواهد، در آن بنهد.

بنابراین، هرگاه یکی از شما دعا کرد، پیش از آن که دستش را بیاندازد، آن را به سر رو روی خود بکشد. ”

پنجم آنکه: در دعا و مسألت از خدا شایسته است که انسان الحاح و اصرار و پافشاری نماید و آنچه می خواهد را زیاد نداند.

امام باقر علیه السلام می فرمایند:

لاتستکثروا شیئاً مما تطلبون فما عندالله اکثر مما تقدرون.

آنچه را می طلبید، هرگز بسیار مپندارید. زیرا آنچه نزد خداست، بیش از آن است که شما می پندارید.

بخشندگی خدا هرگز با چارچوب فکر و درک ما سازگاری ندارد. نباید به بزرگی خواسته خود بنگریم؛ چرا که قدرت خدا در برآورده نمودن خواسته های ما بیش از آن چیزی است که تصور می کنیم.

علیرضا مهدوی شاهرودی

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|چگونه,دعا,کنیم,تا,مستجاب,شود؟, ,
بازديد : 1807 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391


با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه دوری از گناهان و ترک رذایل اخلاقی و عادات ناپسند، در هر روز از این ماه با فضیلت آیه‌ای از قرآن کریم بیان و تفسیر آن منتشر می‌شود. دومین مطلب از این سلسله مطالب در پی می‌آید.

 

 

در اسلام مۆمنان برادر یکدیگر هستند. همین قاعده بسیار مهم است که مبنای امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته یعنی از آنجا که مومنان نسبت به هم دارای علاقه برادری هستند، نمی‌توانند به حال هم بی‌اعتنا باشند.

 

در قرآن کریم می‌خوانیم:

وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُۆْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ * إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (آیات ۹ و ۱۰ سوره حجرات)

هر گاه دو گروه از مۆمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند در میان آنها صلح برقرار سازید و اگر یکی از آنها بر دیگری تجاوز کند با طایفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد، هر گاه بازگشت (و زمینه صلح فراهم شد) در میان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازید، و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد * مۆمنان برادر یکدیگرند، بنابراین میان دو برادر خود صلح برقرار سازید، و تقوای الهی پیشه کنید تا مشمول رحمت او شوید.

 

در حال حاضر یکی از مسایل مهم در جامعه کنونی ما مسئله جدایی و تفرقه بین اعضای جامعه است به نحوی که متاسفانه این تفرقه و جدایی و خصومت در جامعه نمود پیدا کرده است.

در این دو آیه شریفه چند نکته جهت روابط بین مۆمنین و در واقع جامعه مومنان لحاظ شده که بسیار حایز اهمیت است. این چند نکته عبارتند از:

۱- اگر دو گروه از مومنین با هم نزاع و مخاصمه پرداختند ابتدا به کوشش در جهت آشتی و صلح بین آنها بپردازید؛

۲- اگر یکی از آن دو گروه قصد تعدی و ظلم بر گروه دیگر داشت بر مومنین واجب است که که گروه ظالم را مورد هجمه قرار دهند تا به امر الهی باز گردد و اگر هم چنین شد با او به عدالت و قسط رفتار کنند؛

۳- مومنین برادران یکدیگرند پس بین برادرانتان صلح و همبستگی ایجاد کنید.

نکته بسیار مهم در این دو آیه شریفه رابطه تعلیلی است که آیه دوم نسبت به آیه اول دارد یعنی خداوند ابتدا حکمی را صادر می‌‌کند بعد به حالت تعلیل آیه دوم صادر می‌شود که مۆمنان برادر یکدیگرند.

در اسلام به رابطه بین مومنین بسیار پرداخته شده تا جایی که آنها را برادر یکدیگر می‌داند یعنی بالاترین سطح رابطه میان دو انسان که نمایانگر یک اعتقاد مهم در اسلام است و آن پیکر واحد دانستن اعضای جامعه مۆمنین است.

واضح است که اگر چنین رابطه‌ای در جامعه به درستی تبیین و روشن شود، اتحاد و پیوستگی در جامعه بیشتر می‌شود و در چنین صورتی اعضای جامعه نسبت به هم احساس مسئولیت و عطوفت می‌کنند و همین قاعده بسیار مهم است که مبنای امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته یعنی از آنجا که مومنان نسبت به هم دارای علاقه برادری هستند، نمی‌توانند به حال هم بی‌اعتنا باشند و تا آنجا که امکان داشته باشد در اصلاح هم می‌کوشند همانگونه که در روایت آمده: مۆمن آینه مۆمن است و قاعدتا هرکس در آینه به نقاط مثبت و منفی خود پی می‌برد، بنابراین قاعده بسیار مهم افراد جامعه نسبت به هم مسئول و متعهد هستند.

متاسفانه این مسئله امروز در جامعه ما کمرنگ شده و امید می‌رود در ماه مهمانی خدا، سر خان کرم حضرتش در نهادینه کردن این مقوله مهم فرهنگی توجه بیشتری کنیم.

نویسنده: محمودرضا احمدی، کارشناس علوم دینی

شبکه تخصصی قرآن تبیان

 

 


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|شالوده,امر,به,معروف,چیست؟, ,
بازديد : 1913 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391

شیطان در هر بنده ای از بندگان خدا، به دنبال سهم و نصیبی برای خویش است. تمایلات و آرزوهای پوچ و بیجا، نشانه تسلط بر شیطان بر انسان است.

 

 

 

امام علی(علیه السلام) در خطبه هفتم نهج البلاغه مریدان شیطان را مذمت مى کند و می فرماید: شیطان را ملاک و پشتوانه زندگى خود گرفتند، او هم از آنان به عنوان دام استفاده کرد، در درونشان لانه کرد و در دامنشان پرورش یافت، چشمشان در دیدن چشم شیطان و زبانشان در گفتن زبان شیطان شد، بر مرکب لغزش ها سوارشان کرد و امور فاسد را در دیدگانشان جلوه داد، کارشان کار کسى است که شیطان او را شریک سلطنت خود قرار داده، و با زبان او به یاوه سرایى برخاسته است.

 

شیطان در قرآن

خداوند در آیات ۱۱۷ تا ۱۲۱ سوره نساء می فرماید: [مشرکان] به جاى او جز بت هاى مادینه را [به دعا] نمى‏خوانند و جز شیطان سرکش را نمى‏خوانند (۱۱۷)خدا لعنتش کند [وقتى که] گفت بى‏گمان از میان بندگانت نصیبى معین [براى خود] برخواهم گرفت (۱۱۸) و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم کرد و وادارشان مى‏کنم تا گوش هاى دام ها را شکاف دهند و وادارشان مى‏کنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند و[لى] هر کس به جاى خدا شیطان را دوست [خدا] گیرد قطعا دستخوش زیان آشکارى شده است (۱۱۹) [آرى] شیطان به آنان وعده مى‏دهد و ایشان را در آرزوها مى‏افکند و جز فریب به آنان وعده نمى‏دهد (۱۲۰) آنان جایگاهشان جهنم است و از آن راه گریزى ندارند (۱۲۱)

یکی دیگر از مهلکه هایی که انسانهای سقوط کرده را به وادی جهنم می کشاند، پیروی از شیطان است. ممکن است این سۆال برای کسی مطرح شود که مگر ما پیرو شیطان هم داریم؟ یا اینکه مگر می شود که انسانی از شیطان پیروی کند؟! و اگر چنین مواردی وجود دارد، چگونه و به چه صورتی است؛ یعنی چگونه ممکن است که انسان پیرو شیطان شود و پیروان شیطان چه ویژگی هایی دارند و … .

وعده های دروغین شیطان، زمینه برانگیختن آرزوهای پوچ در انسان است. هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگری شیطان (جدی است). دلخوشی به وعده ها و آرزوهای شیطانی، زیانی آشکار است

 

اگرچه امروزه فرقه های شیطان پرستی و … به وجود آمده اما اطاعت و پیروی از شیطان همان نافرمانی از خداوند متعال است:

از جهان دو بانگ می آید به ضد

تا کدامین را تو باشی مستعد

در آیات سوره مریم هم از قول حضرت ابراهیم خطاب به پدرش (یا عمویش) در این باره آمده است: ای پدر! شیطان را (به وسیله بت پرستی و دوری از توحید) پرستش نکن، زیرا شیطان نسبت به خداوند رحمان، عصیانگر بود.

ای پدر! من از این می ترسم که از طرف خداوند رحمان عذابی به تو برسد در نتیجه از دوستان شیطان باشی.

در آیات دیگر قرآن کریم نیز خداوند متعال به انسان ها هشدار داده که مراقب باشند که به وسیله نافرمانی از دستورات الهی در دام بندگی (و پیروی از) شیطان گرفتار نشوند.

در آیات ۲۱ سوره نور، ۲۴ سوره نمل، ۳۸ سوره عنکبوت ، ۲۰ سوره سبا، ۶۰ سوره یاسین، ۳۷ سوره زخرف، ۳ سوره حج، ۲۵ سوره محمد (صلی الله علیه وآله)، ۱۷ سوره حشر، ۱۴ سوره بقره، ۱۷ و ۶۱ تا ۶۵ سوره اسراء و ۵۰ و ۵۱ سوره کهف به این مطلب اشاره شده است.

کلمه شرک به طرق مختلف حدود ۱۶۸ بار در قرآن کریم آمده است. معنی اطاعت و بندگی بسیار گسترده و وسیع است. حتی گوش کردن به سخن کسی (یعنی اینکه انسان توجه کند ، وقت بگذارد، ساکت شود ، گوش بدهد و…) به قصد عمل کردن آن نیز نوعی از بندگی محسوب می شود.

 

شیطان در تفسیر راهنما

شیطان، مورد لعنت خداوند و به دور از رحمت اوست.

عزم راسخ شیطان بر گمراه کردن و فریب دادن مردم است.

تأکید شیطان بر واداشتن مردمان به بندگی خویش است.

دوری شیطان از رحمت الهی، خاستگاه تصمیم او بر اغوای بندگان خداست. شیطان، مأیوس از گمراه شدن گروهی از مردم توسط وی است.

اعتراف شیطان به ربوبیت و مالکیت خداوند نسبت به تمامی مردمان است. هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگری شیطان و خطر منحرف شدن توسط او. شرک و بت پرستی، عصیان از بندگی خداوند و پذیرش سلطه شیطان است.

شیطان در هر بنده ای از بندگان خدا، به دنبال سهم و نصیبی برای خویش است.

سوگند و عزم راسخ شیطان بر گمراه کردن مردم است.

سوگند و عزم راسخ شیطان بر سرگرم کردن مردم به آرزوهای پوچ است.

تمایلات و آرزوهای پوچ و بیجا، نشانه تسلط بر شیطان بر انسان است.

انسان، بر فطرت خداجویی و مسیر حق پویی است.

کلمه شرک به طرق مختلف حدود ۱۶۸ بار در قرآن کریم آمده است. معنی اطاعت و بندگی بسیار گسترده و وسیع است. حتی گوش کردن به سخن کسی (یعنی اینکه انسان توجه کند ، وقت بگذارد، ساکت شود ، گوش بدهد و…) به قصد عمل کردن آن نیز نوعی از بندگی محسوب می شود

 

شیطان، برانگیزنده مردم به قطع کردن و شکافتن گوش چهارپایان برای حرام پنداشتن استفاده از آنهاست. شیطان، دعوت کننده آدمی به حرام کردن حلال های خداوند است.

شیطان، رواج دهنده اندیشه ها و گرایش های خرافی در جامعه است.

شیطان، در صدد وادار ساختن انسان ها به تغییر مخلوقات الهی (همانند تبدیل کردن زن به مرد و…) است.

 

دیگر صفات شیطان

شیطان، عامل انحراف انسان از فطرت خویش است. حرمت تغییر در آفرینش طبیعی و اولیه موجودات به انگیزه های شیطانی است. انسان های گمراه و در بند آرزوها، فرمانبرانی گوش به فرمان شیطان هستند. آمال و آرزوها، زمینه اجرای خواسته های شیطان است. وانهادن ولایت خداوند و پذیرش ولایت شیطان، زیان آشکار است. وعده های دروغین و ایجاد آرزوهای موهوم، از روش های شیطان برای گمراه ساختن مردم است. وعده های شیطان، جز دروغ و فریب نیست.

وعده های دروغین شیطان، زمینه برانگیختن آرزوهای پوچ در انسان است. هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگری شیطان (جدی است). دلخوشی به وعده ها و آرزوهای شیطانی، زیانی آشکار است.

دوزخ، جایگاه و فرجام گمراهان و فریب خوردگان از شیطان است. دوزخ، فرجام پذیرندگان ولایت شیطان است. ورود به جهنم زیانی آشکار است. آرزوهای شیطانی، تحریم حلال های الهی و تغییر در آفرینش طبیعی و اولیه موجودات، از عوامل ورود به جهنم است. ورود گمراهان و فریب خوردگان از شیطان به جهنم، حتمی است.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|نشانه‌های,تسلط,شیطان,بر,انسان,را,بشناسیم!, ,
بازديد : 1807 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391

به خاطر این ظرفیت‏ها است که بهشت، هشت قسمت است و از آن طرف هم به خاطر ظرفیت‏ها است که جهنم هفت قسمت است. این‏طور نیست که عذاب جهنم براى همه یکسان باشد.

 

وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتان(رحمن آیه ۶۲) و جز آن دو بهشت دو بهشت دیگر هست .

در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام صلی الله علیه وآله مى‏ خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود:

جنتان من فضة، آنیتهما و ما فیهما، جنتان من ذهب آنیتهما و ما فیهما:

دو بهشت که بناى آنها و هر چه در آنها است از نقره است، و دو بهشت است که بناى آنها و هر چه در آنها است از طلا است (تعبیر به طلا و نقره ممکن است اشاره به تفاوت ارزش مواهب آنها باشد.)

لا تقولن الجنة واحدة، ان اللَّه یقول:” وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ” و لا تقولن درجة واحدة ان اللَّه یقول:” درجات بعضها فوق بعض” انما تفاضل القوم بالاعمال:

“ نگو بهشت یکى است، چرا که خداوند مى‏ گوید:” غیر از آن دو بهشت، دو بهشت دیگر است”، و نگو درجه واحدى است، چرا که خداوند مى‏ فرماید: ” درجاتى است که بعضى بالاتر از بعض دیگر است. ” و این تفاوت به خاطر اعمال مى‏ باشد .

در حدیثى از پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمده است:

جنتان من ذهب للمقربین، و جنتان من و رق لاصحاب الیمین:

 دو بهشت از طلا است براى مقربان، و دو بهشت از نقره براى اصحاب الیمین.(تفسیر نمونه، ج‏۲۳، ص: ۱۷۵)

از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل شده: هنگامی که از خداوند متعال تقاضای بهشت می‏ کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت و قسمت اعلا و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و نهرهای بهشتی از فردوس سرچشمه می‏ گیرد.(روح المعانی، ج ۱۶، ص ۴۷)

این تفاوت در ظرفیت‏ها، یقیناً در قیامت باعث گلایه احدى نخواهد بود، چون در روز قیامت، هر کسى حس مى‏کند که سر جاى خود است. در اینجا ممکن است که بعضى‏ها گله‏مند شوند. شکایت آنها مربوط به این است که حقیقت را نفهمیده‏اند

 

طبقات بهشت و جهنم بر اساس عمل در دنیا

مهم این است که ایمان به خدا و قیامت، باید هم در قلب و هم همراه با کوشش مثبت باشد. این واقعیت قلبى و عملى، هم عامل نجات و هم عامل پدید آمدن پاداش‏ها و محصولات دنیایى و آخرتى است. ائمه علیهم السلام هم به ما راهنمایى کرده‏اند که از همه مردم نسبت به ایمان و عمل، یک گونه توقع نداشته باشید، چون ظرفیت‏ها به علت حکمت و عدالت حق، مختلف آفریده شده است و از امت‏ها، ایمان و عمل انبیا علیهم السلام را نمى‏توان توقع داشت.

هم چنین ایمان و عمل ائمه علیهم السلام را از شیعه و یا ایمان و عمل سلمان را از مادون سلمان نمى‏توان توقع داشت.

 

به قول شیخ محمود شبسترى:

جهان چون چشم و خط و خال و ابروست‏

که هر چیزى به جاى خویش نیکوست‏

نمى‏شود که تمام عالم هستى آسمان یا زمین باشد. یا در مورد درختان، نمى‏شود که همه آنها گردو یا سیب باشند. یا در باب روییدنى‏ها، نمى‏شود که تمام آنها نخود یا عدس باشند.

از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل شده: هنگامی که از خداوند متعال تقاضای بهشت می‏ کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت و قسمت اعلا و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و نهرهای بهشتی از فردوس سرچشمه می‏ گیرد

 

تفاوت ظرفیت وجودى افراد

یک ظرفیت باید ابراهیم باشد، یک ظرفیت هم یونس، اسحاق، اسماعیل علیهم السلام، امیرالمۆمنین علیه السلام، وجود مبارک امام دوازدهم علیه السلام، سلمان و ابوذر باشد. این ظرفیت‏ها به تناسب سعه وجودى خود، ایمان به خدا و قیامت را در قلب مبارکشان جلوه مى‏دهند و عمل را هم در اعضا و جوارح خود جلوه مى‏دهند.

به خاطر این ظرفیت‏ها است که بهشت، هشت قسمت است و از آن طرف هم به خاطر ظرفیت‏ها است که جهنم هفت قسمت است. این‏طور نیست که عذاب جهنم براى همه یکسان باشد.

قطعاً جاى افرادى که در طبقه اول هستند، نسبت به طبقه هفتمى‏ها مثل گلستان در مقابل خارستان است. عدالت و حکمتِ وجود مقدس او، اقتضا کرده است که ظرفیت را، هم در نظام هستى و هم در نظام حیات انسان، متفاوت قرار بدهد. این تفاوت در ظرفیت‏ها، یقیناً در قیامت باعث گلایه احدى نخواهد بود، چون در روز قیامت، هر کسى حس مى‏کند که سر جاى خود است. در اینجا ممکن است که بعضى‏ها گله‏مند شوند. شکایت آنها مربوط به این است که حقیقت را نفهمیده‏اند. به قول حافظ:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه‏

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

 


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 3 | 1 2 3 4 5 6|دلیل,تفاوت,طبقات,بهشت,و,جهنم,در,چیست؟, ,
بازديد : 2131 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391

جـمعیت دنبال جنازه موج مى زد. مسلمانان از زن و مرد لا اله الاّ الله گویان پیکر مردى عرب را تـشییع مى کردند. عدّه اى مویه مى کردند، گروهى بر سر و سینه مى زدند. دسته اى نـیـز آرام و بـى صدا اشک مى ریختند و تعداد کمى هم اندیشمندانه سر در جیب تفکّر فرو برده و به عاقبت کار خویش مى اندیشیدند:
ـ که سرنوشت ما چگونه رقم خواهد خورد؟
ـ مرگ ما چه هنگام فرا خواهد رسید؟

ـ در لحظه مرگ به چه عملى مشغول خواهیم بود؟

در مـیـان خـیـل جمعیت ، پیشواى مسلمین و امیرالمۆ منین على بن ابى طالب با چهره اى مصمم و جـدّى دیـده مـى شـد. امـام چـون همیشه هم نشینِ آه بود و اطرافیان مولا غرق در تماشاى او و حـالات عـرفـانـى اش . گـاه دسـتى به تابوت گرفته و قدمى به جلو برمى داشتند و گـاه از تـابـوت فـاصـله گـرفـتـه و مـحـو تـمـاشـاى عـظـمـت و سـادگـى امام ، لب به تهلیل و تکبیر مى گشودند.

هـر چـه جـنـازه بـه گـورسـتـان نـزدیـک مـى شد، جمعیت مشایعت کننده بیشتر مى شد و آواى مـسـلمانان در کوى و برزن شهر مى پیچید. آن ها که قصد شرکت در این مراسم را نداشتند نیز با دیدن مولاى متّقیان ، سراسیمه به سوى جمعیت مى دویدند.

در مـیـان ایـن هـمـه آوا و غـوغـا، مردانى چند، کودک وار به گرد هم حلقه زده و با سخنانى بـیـهـوده و گـزاف مـى خـنـدیـدند. به ناگاه مردى از آنان با صداى بلند قهقهه اى زد و صدایش ‍ به گوش مولا رسید.

مـولا، مـرد را بـه آرامـى نزد خود فراخواند. گروه زیادى از مردم به دور مولا جمع شدند. مولا رو به مرد کرد و فرمود:

(کَاَنَّ اثوتَ فشا عَط غَفِْنا کُتِبَ و کَاَنَّ اگ قَّ فش ا عَط غَفِْنا وَجَبَ.)

و مـردگـان را در قـبـرهـایـشـان مـى گـذاریـم و مـال و امـوال آنـان را مـى خـوریـم . چـنانچه گویى ما پس از آنان تا ابد در این دنیا زنده خواهیم بود

 

(اى مرد چگونه مى خندى ) گویا مرگ در دنیا بر غیر ما نوشته شده و پندارى که حق بر دیگران لازم گشته است .

سحر کلام مولا همه را تسخیر کرد، جمعیت سکوت کردند، جنازه از رفتن بازایستاد، چرا که جنازه بر دوشان نیز محتاج شنیدن سخنان زیباى امام بودند. مولا ادامه دادند:

(وَ کَاَنَّ الَّذى نَرى مِنَ الاَْمْواتِ سَفَرٌ عَمّا قَلیلٍ اِلَیْنا راجِعُون )

گویا مردگانى که هر روز (پیش چشمان شما) به دیار آخرت سفر مى کنند، پس از مدتى کوتاه (به دنیا) و به نزد ما بازمى گردند!!

(نُبَوِّۆُهم اَجْداثَهُم و نَاءکُلُ تُراثَهُم کَاَنّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ!)

و مـردگـان را در قـبـرهـایـشـان مـى گـذاریـم و مـال و امـوال آنـان را مـى خـوریـم . چـنانچه گویى ما پس از آنان تا ابد در این دنیا زنده خواهیم بود.

(ثُمَّ نَسینا کُلَّ واعِظٍ وَ واعِظَةٍ وَ رُمینا بِکُلِّ جائِحَةٍ.)

آنگاه زنان و مردانى را که مرگشان پند دهنده بود به کلّى از یاد بردیم و به هر آفت و زیانى گرفتار آمدیم .

مـردم مـحـو سخنان مولا شده بودند و از این همه سخنِ حکمت آمیز که در کلماتى کوتاه بیان شد در شگفت بودند.

مـردى کـه آن خـنـده نـابـه جـا را مرتکب شده بود سخت به فکر فرو رفت و بُغضى زیبا گلویش را فشرد. دیگراثرى ازآن خنده هاى بى معنا دراو دیده نمى شد.

لب هـاى امام که از سخن بازایستاد. جمعیت لا الهَ الاّ اللّه گویان به سوى قبرستان حرکت کردند. مرد نیز با جدّیتى تمام به آنان پیوست. او به تابوت مى نگریست و به فردا مى اندیشید، فردایى که در انتظار همه ماست .

بخش نهج البلاغه تبیان


ادامه مطلب...
ارسال توسط حيدر |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|داستانى,از,نهج,البلاغه, ,
مطالب پر بازديد
صفحه قبل 1 2 ... 31 صفحه بعد